وحدت غلبه كرد و نبوّت غالب و ظاهر گشت .
وَ هُمْ
در حالى كه آن واژگونكنندگان امر خدا
كارِهُونَ
از پيشرفت اسلام كراهت داشتند ، اين كلام براى توهين آنان و دلدارى رسول صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنين بر تخلّف آنهاست .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي
حكايت قول يكى از آنهاست از باب توهين و ذمّ او كه مىگفت : به من اجازه ده .
وَ لا تَفْتِنِّي
و مرا در فساد و فتنه به سبب زنان رومى قرار نده ، چنان كه روايت شده « 1 » كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كسى را به جهاد در غزوهء تبوك ترغيب نمود ، آن مرد گفت يا رسول اللّه به خدا سوگند كه قوم من مىدانند كه در بين آنها كسى بيشتر و شديدتر از من زنان را دوست نمىدارد ، و مىترسم اگر با تو براى جهاد خارج شوم و دختران روم را ببينم نتوانم صبر كنم پس مرا در فتنه مينداز ، يا مرا به سبب ضايع شدن مال و عيال ، يا بدين گونه كه امر به خروج بكنى و من تخلّف كنم در فتنه مينداز . كه امر تو را مخالفت كنم . يا مرا در فتنه نينداز كه با حركت در گرما بدنم ضايع شود و از بين برود .
أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا
يعنى روى گردانيدن آنها از خروج و از امتثال امر تو و همراهى تو فتنه بزرگى براى نفوس آنهاست كه آنها را از حيات انسانى ابدى هلاك مىگرداند ، در حالى كه در
هامش
( 1 ) صافى 2 : 347