پس لفظ « عدّه » يا مفعول به است يا مفعول مطلق از غير لفظ فعل ، و بنا بر هر دو تقدير تكذيب نفى استطاعت از خودشان مىباشد .
وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ
و خدا نيز از انگيزش آنان به جهاد كراهت ورزيد چون از نسبت دادن افعال گذشته به آنها اين توهّم پيش مىآيد كه آنها در افعالشان مستقل هستند اين وهم را استدراك نمود به اينكه كراهت خداى تعالى از خروج آنها سبب عدم خروج است ، و اينكه عدم خروج و عدم ارادهء خروج به علّت كراهت و دوست نداشتن خداى تعالى است ، نه اينكه آنها مستقل باشند .
فَثَبَّطَهُمْ وَ قِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ
و آنها را باز داشت و گفت : با عاجزان در خانه بنشينيد چون اين قول حقيقة از خداست و گوينده آن و كسى كه اين كلام بر زبانش ظاهر شده متعدّد و مختلف است لذا ، خصوصيّت فاعل دخالتى در مقصود از ذمّ آنها ندارد و از اين جهت خداى تعالى فاعل را اسقاط نموده است . زيرا اين قول را در باطن ملائكهء خدا و شياطين وجود آنان گفتهاند امّا در ظاهر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در وقتى كه به آنان اجازه نفرموده كه به جنگ بروند و نيز برادران آنها از انسانها اين قول را بيان داشتهاند در وقتى كه آنها را از جنگ روم و دورى سفر و شدّت گرما ترساندهاند .
لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا
مستأنف است جواب سؤال مقدّر گويا كه گفته شده : چرا خداوند از فرستادن آنها به جهاد اكراه داشت ؟ پس فرمود : چون اگر آنها خارج شوند