قلمرو ( صدر ) حركت كند آن نيز داراى همان دو حالت سابق است ، امّا تقيّدش به زنجيرهاى شهوات ضعيفتر مىشود ، و اگر از خانه نفس خرابش به سوى خانه آباد قلبش هجرت كند پس آن نيز داراى همان دو وجه و دو حالت است ، و اگر در خانه قلبش داخل شد به دار الامان وارد شده و در حقّ او گفته شده است :
« كفر گيرد ملّتى ملّت شود »
پس ميزان كنز و عدم آن حال انسان است نه حال مال و مقدار آن بنا بر اين فقيرى كه محبّ دنيا مىباشد ذخيرهكننده و داراى كنز است ، غنى و ثروتمندى كه از دنيا منزجر است داراى كنز نيست . پس كنز عبارت از محبّت دنياست كه در خانه قلب از باب اعتماد و اطمينان به دنيا ذخيره شده است ، نه مالى كه در زير خاك دفن شده است .
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً
استيناف است جهت اعلام حكم ديگرى براى مشركين و علّت ديگرى براى جنگ كردن با آنها .
بدان كه روزها و ماههاى زمانى كه در اينجا صورتهايى براى روزگار و روزگار صورتى براى روزگار سرمدى و هميشگى است ، و همه اينها ظهور سير آفتاب حقيقت است در بروج ششگانهء نزولى و ششگانه صعودى ، و غروب آفتاب حقيقت است در افق كرهء زمين طبع و طلوع آن از آنجاست . و ظهور همهء اينها بر ما به علّت همين زمان است كه از آن به روز و