از شرك پاك هستند ، و اينكه « آزر » جدّ مادرى يا عموى ابراهيم بوده است .
أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
يعنى مانند اينكه به ابراهيم بطلان بتها و گمراهى قومش را نشان داديم همانطور ملكوت آسمانها را نشان داديم ، و تغيير به مستقبل براى حاضر ساختن آن است چون از امور غريبه است ، و ملكوت مبالغه در مالك است مانند جبروت در جابر ، و طاغوت در طاغى . چون عالم طبع مالكيّتى در آن متصوّر نيست و در آن جز مملوكيّت صرف چيزى نمىباشد ، لذا ملكوت ناميده نشده بلكه ملك ناميده شده است .
و باطن علم طبع از عالم مثال و ما فوق آن ملكوت ناميده مىشود ، چون نسبت به مادون خود مالكيّت و تصرّف دارد ، و گاهى ملك اطلاق مىشود بر ما سوى اللّه و بر مثال ، و بر رسالت و غير اينها به اعتبار اينكه آنها مملوك حق اوّل تعالى هستند .
و مقصود از ملكوت در اينجا عالم مثال ، يا عالم مثال و ما فوق آن است اگر مقصود از ارائه و نشان دادن اعم از كشف صورى باشد ، و مقصود از آسمانها و زمين آسمانها و زمين طبيعى است .
وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
يعنى تا اينكه انس پيدا كند و به ما نزديك شود تا از يقينكنندگان باشد .