تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
شويم و اين بدان جهت است كه بعد از اتمام حجّت از آنها اعراض كنى ، يا به آنها در اظهار دعوى انصاف دهى .
وَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
عطف است بر « لنسلم » حرف و « ان » تفسيريّه است ، و بعضى گفته‌اند : عطف است « نسلم » به تقدير دخول لام بر آن « لان » يا « ان » مصدريّه است و لكن دخول « ان » مصدريّه بر جهت انشاء و پديد آوردن قليل و اندك است ، و خطاب در قول خدا « اقيموا » مانع مصدريّه بودن « ان » است .
وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
جمله حاليه است يا معطوف است بر جمله
إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى
.
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ
او آن كسى است كه آسمانهاى ارواح و زمين اشباح را به سبب حقّى كه آن مشيّت و ولايت على عليه السّلام است بيافريند چنان كه تحقيق آن گذشت . يا در حالى كه متلبّس به حق است كه ولايت با همه است و همه چيز به ولايت پايدار است و هيچ چيز از ولايت خالى نمىشود .
وَ يَوْمَ يَقُولُ
عطف است بر منصوب « اتّقوه » يا بر « سماوات » يا بر
قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ
به تقدير « ذكر » يا « ذكر » يا خبر قول خدا « الحقّ » است ، و جمله عطف است بر جمله
هُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
يا ظرف است متعلّق به « الحقّ » يا به « عالم الغيب » و معنى آن اين است كه قول او حقّ است يا عالم به غيب است روزى كه به چيزى كه مىخواهد ايجادش كند و اين جمله عالم الغيب . . . » را جهت قصد تعميم و ايجاز و اختصار ، حذف كرد .