و بعضى گفتهاند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قبول كرد كه در حين آمدن هيئتها و دستههائى از قوم آنها را طرد كند ، و خواست در اين مورد نوشتهاى هم بنويسد و به آن عهد ببندد ، پس آيه نازل شد و نوشته را دور انداخت ، و در كتابهاى مفصّل غير از اين نيز ذكر شده است .
وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا
و اين چنين اغنياى قومت را در رابطه با فقراى آنان آزمايش مىكنيم تا به زبان حال و قال اينگونه سخن گويند .
يعنى كسانى كه استحقاق دين براى آنها نيست و ما خواستيم آنان را از تو يا از ولايت برگردانيم ، مىگويند :
أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا
آيا اينها بين ما برترى يافتند ؟ ! اين سخنان را از باب استهزا به آنان و تنفّر از آنان مىگويند تا اينكه در اسلام يا در ولايت رغبت نكنند ، و صاحب دين را با مزاحمت ناشى از اغراض دنيوى اذيّت كنند .
پس « لام » در
لِيَقُولُوا
براى غايت است ، نه براى عاقبت .
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ
آيا خدا به احوال سپاسگزاران داناتر نيست ؟
پس چرا آنها را طرد مىكنى و چرا آنها استهزا مىكنند و درخواست طرد آنها را مىنمايند ، و خداى تعالى مقام شكر را براى آنها ذكر مىكند كه آن به سبب طلب وجه پروردگارشان است ، سپس بعد از نهى از طرد آنها امر به نزديكى و اظهار لطف