است ، و به همين جهت بود كه خداوند هرگاه رسولى مىفرستاد مردم را به بلايى گرفتار مىكرد تا به رسولان پناه برند و از آنها سخن حقّ را بپذيرند .
فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا
پس چرا وقتى كه بلا و عذاب ما به آنها مىرسد گريه و زارى نمىكنند .
وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
اين قسمت آيه به اعتبار معنى استدراك است يعنى ديگر براى آنها عذرى در ترك تضرّع نيست و لكن دلهايشان را قساوت گرفته است .
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ
پس چون بلا و سختى را فراموش كردند و از آن پند نگرفتند .
فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ
درهاى هر چيز را برايشان گشوديم ، يعنى درهاى آرزوها و هواها را بر آنها گشوديم تا به آنها مهلتى داده باشيم .
حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا
تا اينكه از چيزهايى كه آن را نعمت مىبينند ، شاد شوند .
أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ
مبلسون از ابلاس به معنى نااميدى و تحيّر است ، و برخى هم گفتهاند : ( ابليس ) از آن مشتق است ، و بعضى گفتهاند كه اين لفظ عربى نيست . يعنى :
ناگاه آنها را به كيفر اعمالشان گرفتار كرديم تا خوار و نااميد شوند .
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ