انس برادرانشان را به راه گمراهى مىكشند و هيچ در گمراه كردن بدكاران قصور نمىكنند ،
و هر زمان كه تو اى رسول آيتى بر آنها نياورى بر تو اعتراض كنند كه چرا آيتى فراهم نساختى بگو من جز از وحى خدا از چيزى پيروى نمىكنم ، اين آيات قرآن از جانب پروردگار شما براى گروهى كه ايمان آورند مايهء بصيرت و هدايت و رحمت است .
و چون قرآن قرائت شود همه گوش بدان فرا دهيد و سكوت كنيد تا حقايق و نصايح قرآن را بفهميد ، باشد كه مورد رحمت حقّ واقع شويد .
خداى خود را با تضرّع و پنهانى و بىآنكه آواز بركشى در دل خود در صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش ،
ارواح فرشتگان كه در حضور پروردگار تو هستند هيچگاه از بندگى خدا سركشى نكنند و پيوسته به تسبيح و تنزيه ذات احديّت و به سجدهء او مشغولند .
تفسير
خُذِ الْعَفْوَ
عفو را از آن جهت كه اتّصاف به آن مشكل است به وحشى فرارى تشبيه كرده است كه بايد آن را گرفت ، لذا كلمه ( اخذ ) از باب استعاره « 1 » ، تخييلى و ترشيحى آورده شده است .
مقصود از عفو أعمّ از صفح است ( به معناى نظر كردن بر احوالشان ) كه آن دو مانند لفظ فقراء و مساكين است كه هرگاه جمع شوند به دو معناست و هرگاه جدا استعمال شوند به يك معنى به شمار مىروند .
هامش
( 1 ) دربارهء استعاره و اقسام آن در جلد دوّم شرح كافى داده شده است .