نيست ، و شخص بىباك و نترس انتقام را هرگز ترك نمىكند ، و امّا خصلت عفّت ، شخص عفيف را از موافقت كردن با نفس منع مىكند ، به خلاف آدم پست و فرومايه كه پذيراى حكم نفس است .
امّا حكيم در ترك انتقام ، در دنيا راحتى مىبيند و در آخرت به درجهء و الا مىرسد و شكستن شدّت عناد معاند ، و جذب محبّت و عدالت نيز كه يكى از امهات خصائل است ، همين امر را اقتضا مىكند .
زيرا كه خلاصه و كلّ عدالت ، دادن حقّ هر صاحب حقّى است ، و حقّ نفس موافقت كردن با حكم عقل است ، و حقّ بدكار ، اصلاح اوست ، تا بدكردارى را ترك كند ، نه انتقام گرفتن از او ، كه در بدى و بد كردن او بيفزايد .
و آداب معاشرت با روىآورندهء محبّ در ارادهء خير او كه در هر حال و اراده خير او به اين است كه خود و نفسش را وانگذارد بلكه معروفش را به او بشناساند و او را به آن امر كند ، و آن از نتايج حكمت و عدالت است .
و از آداب معاشرت با جاهل ، كه قابل خير نيست اين است كه با او معارضه نكند ولى سخن گفتن درباره خير را نسبت به او ترك نكند و آن نيز از نتايج حكمت و عدالت است .
در خبر است : خداوند پيامبرش را به مكارم اخلاق امر كرده است و در قرآن آيهاى جامعتر از اين براى مكارم اخلاق نيست .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 511
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٥١١