كه ببيند ، يا گوشى كه بشنود ،
قُلِ
بعد از اتمام توبيخ و رسوا كردن از باب مبارز طلب كردن به آنها بگو :
ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ
اين بتها را كه شريكان خدا قرار دادهايد بخوانيد و به هر نوع حيلهاى كه مىخواهيد دربارهء من به كار بريد و مهلتم ندهيد كه من با وجود نهايت ضعف شما و شريكانتان و قوّت پروردگارم و حفظ و يارى او ، از شما و شركائتان باكى ندارم .
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ
زيرا ولىّ من خدايى است كه اين كتاب را نازل كرده است و مقصود از كتاب چنان كه دانستى كتاب معهود معروف است ، و آن كتاب نبوّت است ، و قرآن صورت آن است .
وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ
و تنها او شايستگان را سرپرستى مىكند و آن كسانى كه غير از او را مىخوانند ، آنها توان يارى شما و خودشان را ندارند . چون به مبارزه طلب كردن به اعتبار قوّت خدا و ضعف شركا بود آن را به آن علت قرار داد .
پس عبارت
( الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ )
عطف بر مدخول ( إنّ ) است . و تكرار به اعتبار تعليل ( بيان علّت ) ، و مطلوب بودن در مقام مبالغه در ذمّ است .
وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ
اى پيامبر اگر آنها را به هدايت بخوانى نمىشنوند و مىبينى كه به تو نگاه مىكنند ولى حقيقت تو را نمىبينند . اين كه خطاب را از آنها به محمّد صلّى اللّه عليه و آله برگردانيد از اين