معاد توقّف نمىكند ، علّت امر به نگرش در آسمانها و زمين و آيات آن دو ، و آيات آفاق و انفس براى اين است كه نظركننده را به مدبّر و تسخيركننده و ملكوت آسمانها و زمين بكشاند .
وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ
و هر چيزى كه خداى تعالى آفريده و اسم شىء بر آن اطلاق مىشود و هرچه كه مىخواهد باشد نشانهاى از قدرت و حكمت خداى تعالى است .
وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ
يعنى آيا نگاه نمىكنند در اين كه شايد اجل آنها نزديك شده باشد ، پس آماده مرگ باشند و بين چيزهايى كه در حين مرگ سود مىرساند و بين چيزهايى كه ضرر مىزند فرق بگذارند .
علّت بيان مطلب از آن رواست تا حقّ را ياد آورند ، چه تميز بين حقّ و باطل موجب رفع پرده و كورى شده به بصيرت و بينايى كمك مىكند .
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
پس به كدام گفتار بعد از ( اجل ) ايمان مىآورند ؟ چه ، بعد از اجل و مرگ حديثى نيست ، و ايمان هيچ كسى كه پيش از آن ايمان نياورده باشد ، به حالش سودى ندارد .
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ
جواب و سؤالى است كه ناشى از گذشته است ، گويا كه گفته شده است :
چرا پس از وضوح حقّ و يقين به مرگ ايمان نمىآورند ؟
( جواب مىدهد : كسى را كه خدا به سبب اعمال ناشايستش گمراه كرد هيچ هدايتى براى او نيست ) .