باره فكر و انديشه نكردند .
ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ
كه گفتند : او مجنون است .
إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
در جايى كه انذار ( بيم دادن و آگاه كردن ) او آشكار است يا آشكاركننده اين است كه انذار او از جانب خداست .
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا
عطف بر
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا
يا عطف بر مقدّر است .
يعنى آيا از نظر كردن ايستادند و نظر نكردند ؟
فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
در ملكوت آسمانها و زمين ، ملكوت هر چيزى باطن آن است .
زيرا كه ملكوت مبالغه در مالكيّت است و باطن هر چيزى مالك ظاهر آن است ، مانند باطن انسان كه مسخّر ظاهرش مىباشد به نحوى كه نمىتواند اطاعت او نكند ، و باطن آسمانها كه تسخيركنندهء اجرام آن در حركات منظّم آن مىباشد و ملكوت زمين در عالم مثال است كه آن عالم ملكوت اعلى است .
مقصود از نظر كردن در ملكوت آسمانها و زمين ، نظر كردن در دقايق حكمتهايى است كه در حركات منظّم آنها نهاده شده است كه كليّات و جزئيات نظام عالم بر آن مترتّب است ، و عاقل شكّ نمىكند كه آن حركات منظّم از ناحيه اجرام بدون علم و شعور نيست ، بلكه براى آن تسخير كنندهاى عالم و با شعور و حكيم وجود دارد .
آنگاه كه انسان اين مطلب را از آسمانها و زمين دانست ديگر در شناخت آخرت و شناخت خدا و صفات او و معرفت