به ( للّه الاسماء الحسنى ) مىباشد ) .
اگر مقصود اين باشد كه ( از كسانى كه در اسماء خدا الحاد مىكنند اعراض كنيد و به آنها و اعراضشان نگاه نكنيد ) جمله آغازين مىشود نه تاكيد يعنى به آنها بر حسب مفهوم قيد متوسّل نشويد و به آنها و الحادشان نگاه نكنيد ، بلكه آنها را مانند معدومات و نابودشدهها قرار دهيد .
مقصود از الحاد در اسماء ( اولياى خدا ) عدول از خود آن اسمهاست از آن جهت كه چون آنها اسم هستند ، عدول از آنها عدول از اسميّت آنها براى خداست .
به دنبال آن اين قول خدا :
سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
مناسب معنى دوّم است كه مىفرمايد :
( وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ )
.
وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ
و از آنانى كه آفريديم فرقهاى به حقّ هدايت مىيابند ، حقّ مضاف عبارت از ولايت است و نبوّت و رسالت صورت آن است ، چنان كه پيش از اين نيز ، بيان شد .
وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
، ( يعدلون ) از عدالت است ( يعنى آنان اينگونه اجراى عدالت مىكنند ) . يا مقصود اين است كه آنان اشياء غير متعادل از قبيل قواى نفسهايشان را در مملكت وجود خويش متعادل و مساوى مىكنند . يا از آن قوايى كه در خارج وجودشان است ، بطور متعادل بهرهمند مىشوند ، اين آيه در اخبار متعدّد به آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و پيروانشان تفسير شده است ، و