قابل است كه چون از آيات جدا شده است استعداد ترقّى خود را از دست داده است .
وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ
امّا او خود را در زمين طبع جاودانه ساخته است و بعد از آن به سوى زمين گل فرود مىآيد ، تا مشتهيات خود را از آن زمين بر آورده سازد .
وَ اتَّبَعَ هَواهُ
و از هوا و هوس خود پيروى كند ، اين عبارت از قبيل عطف سبب بر مسبّب است ، يعنى به همان علّت ما گمراهى او را خواستيم و گمراهش كرديم ( گمراه شدن نتيجه ضرورى پيروى از هواى نفس است . )
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ
يعنى مثل او پس از خلود در زمين در شدّت خستگى و زيادى حركت جهت تحصيل خواستههايش از زمين براى آرامش بخشيدن به حرارت حرص و طمعش ، و بهره نبردن از تسكين حرص مانند مثل سگى است كه در گرماى شديد واقع شده است ، پس عوعو مىكند تا نفس نفس بزند و حرارت قلبش را تسكين بخشد ، ولى اين كار فايدهاى به او نمىرساند ، بلكه حرارتش مضاعف مىگردد ، چون هواى گرم بيشتر به قلبش رسيده است . پس قول خداى تعالى :
إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ
اگر بر سگ حمله كنى زبانش را از دهان بيرون مىآورد و اگر به خود واگذارى باز له له مىزند .
اين عبارت در موضع حال است زيرا سگ را به