ضمنا جواب شرط محذوف است ، يا جمله
أَ غَيْرَ اللَّهِ
جواب شرط است كه « فاء » آن حذف شده است .
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
اگر در شريك قرار دادن بتها يا ستارهها در خدا بودن ، راستگو هستيد ؟
اين عبارت و جمله معترضه و جواب شرط محذوف است و تقدير آن اين است : اگر شما راستگو هستيد در آن حال غير خدا را بخوانيد .
بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ
بلكه در آن هنگام تنها خدا را مىخوانيد اين سخن تصريح به مفهوم مخالف
أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ
است ( كه پيش از آن است ) .
فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ
پس اگر مشيّت خدا تعلّق مىگرفت شما را از سختى مىرهاند يعنى اجابت خدا مر خواندن شما را حتمى نيست .
إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ
در حالى كه شرك خود را فراموش مىكنيد چنين گمان مىرفت كه مناسب اين بود كه نسيان را مقدّم بدارد و لكن نسيان را مؤخّر انداخت .
و مفعول « تدعون » را حذف كرد ، جهت اشعار به اين مطلب است كه در آن مرتبه خدا شرك ورزى آنان را در نظر نياورده است .
انگار كه نسيان آنها در ياد متكلّم نيست ، و تمام اهتمام آنها خلاصى از سختى است به نحوى كه در نظر آنها جز خدايى كه به سوى او فرا مىخوانند چيزى باقى نمىماند .