ناشى از جهل آنهاست ذمّ نمود ، سپس فساد عمل قوم و بطلان آن را بيان كرد ، پس فرمود :
إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ
يعنى احوال و اخلاق و عقايدى كه اينان در آن هستند از چيزى كه شايسته است به آن متّصل باشند شكسته و بريده است مانند نبوّت و ولايت كه متّصل به آخرت و باقى است .
وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
عمل آنان فاسد و بىاثر است و فايدهاى كه بر آن مترتّب باشد وجود ندارد .
قالَ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلهاً
موسى گفت : آيا غير از خدا براى شما معبودى بخواهم ؟ لفظ ( قال ) را تكرار كرد تا اهميّت ما بعدش را برساند ، زيرا كه مقصود اصلى موسى عليه السّلام از بيان اين عبارت ( اللّه ) است و غير آن مقدّمهء مطلب است ، و اين كه موسى عليه السّلام طلب غير خدا را از طرف آنان به عنوان إله انكار مىكند كنايه از اين است كه در اينجا طلب كردن إله به عنوان اللّه مطلوب است .
وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ
در حالى كه اوست كه شما را در زمان خودتان بر جهانيان برترى داد ، به اين كه رسولان را از شما مبعوث نمود و شما را از دشمنانتان رهايى بخشيد ، و شما را مطيع رسولان نمود .
وَ إِذْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ
عطف است بر قول خدا :
( أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلهاً )
به تقدير ( اذكروا ) يعنى موسى گفت : به ياد آوريد هنگامى را كه شما را نجات داديم ، و نسبت دادن نجات را به