حيوان و هفتم بشر .
همه اينها نسبت به صور و نفوس ، اراضى ( زمينها ) هستند ، و همهء آنها طبقات متراكم و فشرده و دركات پيوند خورده در وجود انسان هستند ، و زمين خاكى نسبت به افلاك و دركات عالم ظلمانى سفلى كه در آن جنّ و شياطين است و دركات جهنّم و دار معذّبين ، نسبت به عالم مثال ، ارض ( زمين ) محسوب مىشود و
مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ
اشاره به مراتب عالم سفلى يا مراتب موادّى است كه ذكر شد .
و در اخبار سماء و ارض بر غير آنچه كه از صفات و اخلاق ذكر شد اطلاق شده است ، و طبقات آسمان به اعتبار و محاط بودن آن است ، و همهء اين معانى به آن مفهومى كه براى آسمان و زمين ذكر شد برمىگردد ، و به فارسى گفته شده است :
آسمانهاست در ولايت جان * كارفرماى آسمان جهان
و اخبار دلالت بر تعدّد آسمانها در عالم ارواح مىكند ، و چون سماوات از جهت شرف و وجود و رتبه و علّيّت بر زمين تقدّم دارد ، لذا خداوند آن را بر زمين مقدّم داشت ، و جمع « سماوات » و مفرد بودن « ارض » ، در اينجا و در بيشتر آيات براى اشاره به كثرت آسمانها و قلّت زمين است ، و زمين با تعدّد و كثرتى كه دارد چون محاط است يك امر حساب مىشود ، طبقات زمين متراكم و فشرده است ، به نحوى كه مرتبهء پايين در مرتبهء عالى فانى و متّحد با آن است . ولى سماوات چنين نيست .
زيرا كثير و محيط و مستقل است و تراكم و فشردگى در