زيرا كه مردم بيشتر وقتها از شدّت غيظ يا براى توانايى و قدرت تهديد ، الفاظ را تكرار مىكنند و كلمه ( ضحى ) به معنى وقت بالا آمدن آفتاب است .
أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ
لفظ ( فاء ) را آورد به جهت وجود تفاوت بين بأس و عذاب حين غفلت و مكر به خلاف عذاب شب و عذاب ظهر ؛ زيرا كه آمدن عذاب خدا يا با تقدّم علامت عذاب است يا بدون تقدّم علامت ، كه آن عذاب ناگهانى در وقت خواب يا در وقت بازى است ، يا علامتهايى كه ضدّ عذاب است مقدّم مىشود كه آن استدراج « 1 » و مكر خدا ناميده مىشود ، چون شباهت به مكر مخلوق دارد .
فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ
و جز زيانكاران كسى از مكر خدا ايمن نمىباشد . از اين رو به اين گروه زيانكار اطلاق مىشود كه عقول آنها كه بضاعت آنان است نقص پيدا مىكند .
هامش
( 1 ) استدراج : يعنى به تدريج نزديك گردانيدن ، اندك اندك و به تدريج خواستن ، اندك اندك نزديك آوردن ، اندك اندك نزديك گردانيدن كسى را به سوى چيزى . امّا در كتاب اصطلاحات عرفانى چنين آمده است : كسانى را كه با پوشيده شدن اعمال زشتشان مغرور و به گفتار نيك خلق مفتون مىگردند و به تدريج به عذاب نزديكتر مىشوند اهل استدراج نامند . ( نهج البلاغه ) جامى در ( نفحات الانس ص 27 ) آورده است : خارق عادتى كه بدون التزام احكام شريعت باشد زندقه است و از آن جز استدراج ظاهر نگردد .
مولوى عليه الرّحمة مىفرمايد :هر چه غير دوست استدراج تست * گرچه تخت و ملك تست و تاج تست( ج 3 ص 30 )