شد اگر بار ديگر به دنيا برگردند باز به همان اعمال زشتى كه از آن نهى شدند باز خواهند گشت زيرا آنها دروغ مىگويند .
و مىگفتند جز زندگى دنيا وجود ندارد و ما برانگيخته نمىشويم .
و اگر سختى حال آنها را آنگاه كه در پيشگاه عدل خدا باز داشته شوند مشاهده كنى كه خدا به آنها خطاب كند كه آيا عذاب قيامت حق نبود ؟ گويند پروردگارا قسم به ذات تو ، همه حقّ بود پس خدا عتاب كند كه اينك عذاب كيفر كفر را بچشيد .
آنان كه لقاى خدا را تكذيب كردند البتّه زيانكار شدند ، پس آنگاه كه ساعت قيامت ناگهان فرارسد گويند واى بر ما كه سعادت اين روز خود را از دست داديم پس بار گناهان خود را بر پشت گيرند ، آرى بد بار گرانى به دوش گيرند ،
دنيا بجز بازيچهء كودكانه و هوسرانى بىخردان هيچ نيست ، و همانا سراى ديگر پرهيزگاران را نيكوتر است . آيا تعقّل و انديشه در اين گفتار به كار نمىبنديد .
ما مىدانيم كه كافران در تكذيب تو سخنانى مىگويند كه ترا افسرده و غمگين مىسازد ، ( دل شاد دار ) كه آن ستمكاران نه تنها ترا بلكه همهء آيات و رسولان خدا را انكار مىكنند ،
چقدر پيامبران پيش از ترا هم تكذيب كردند كه آنها با همهء اذيّتهاى منكران صبر و تحمّل كردند تا آنگاه كه عنايت و يارى ما شامل حال آنها شد . ( دل قوى دار ) كسى كلمات خدا را تغيير نتواند داد و اخبار پيامبران پيشين ( كه امّت با آنها چه كردند ) به تو رسيد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٢