تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
شده است جز با تحقّق يافتن جميع چيزهايى كه با آن اضافه مىشوند تحقّق پيدا نمىكند و تمام نمىشود مگر با تحقّق و تماميّت آن چيزهايى كه به آن اضافه و نسبت داده شده است . و لذا بعد از ذكر آفريدن آسمانها و زمين كه عبارت از همهء اشياست فرمود :
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
سپس بر عرش مستقرّ گرديد . ( ثمّ ) حرف عطفى است كه معنى تراخى ( مهلت و درنگ ) مىدهد ، زيرا كه استوا در عرف معنى جلوس و نشستن بر عرش است ، و اين تمام نمىشود مگر با تماميّت عرش ، و عرش تمام نمىشود مگر با تماميّت آسمانها و زمين ، لذا استوار را ، به مساوى بودن دو طرف در بزرگى و كوچكى تفسير كرده‌اند . و چون نسبت حقيقى مشيّت به اشيا داراى دو جهت است يكى جهت به مضاف و ديگرى جهت به مضاف اليه ، و به اعتبار جهتش به مضاف ، عرش ناميده مىشود . لذا اين اسم بر آن ، وقتى اطلاق مىشود كه به خدا نسبت داده شود ( عرش اللّه ) يا ( مشيّت اللّه ) ، و به اعتبار جهت مشيّت به مضاف اليه ، كرسى ناميده مىشود ، لذا اين اسم بر آن وقتى اطلاق مىشود كه نسبت به اشياء باشد . ( وسع كرسيّه السّماوات و الارض ) ، كرسى خدا به وسعت آسمانها و زمين گسترش پيدا كرده است و وارد شده است كه جميع اشياء در كرسى است و كرسى در عرش است . ( كليهء اشياء و آسمانها و زمين كرسى مىباشند و كرسى