تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ
يعنى فرستادگان پروردگار ما حقّ را آوردند ، يا ولايت را كه آن حقّ است ، يا رسالت حقّ را آوردند درحالىكه ما از آن اعراض نموديم و بر نفسهاى خود ظلم كرديم .
فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ
آيا امروز براى ما شفيعانى هستند ؟
فَيَشْفَعُوا لَنا
تا براى ما نزد ربّ الولايه ( پروردگار ولائى ) شفاعت كنند ، كه او ولىّ امر ماست ، يا نزد ربّ الارباب شفاعت كنند .
أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ
بدين گونه كه دينشان را كه بزرگترين بضاعت آنهاست در اعراض فانى صرف مىكنند .
وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
و شريكان خدا و شفاعت شريك نزد خدا از قبيل بتها و ستارگان و سران گمراهى ، موجب گمراهى آنان مىشود . مقصود گوسالهء سامرى است ، و وجه گم شدن و نابودى آنها اين است كه آنان به مفتريات خودشان از جهت حدود و تعيّناتشان نگاه مىكنند . چون اينان مالهاى برخاسته از هواهاى نفسانى خويش را شريكان خدا قرار داده بودند ، و در آن روز هر چيزى از جهت حدود از باب اين كه مسمّى است فانى مىشود ، زيرا كه تعيّنات و حدود در حين ظهور ولايت كه وحدت حقّهء ظلّى است چنان كه گذشت فانى و نابود مىشوند .