زيرا كه جميع نبوّتها و كتب تدوينى براى آگاه كردن خلق بر ولايت است و آماده كردن مردم براى قبول ولايت است ، لذا آن را مفرد نكره آورد تا اشاره به عظمت و بزرگى آن بكند .
هَلْ يَنْظُرُونَ
يعنى منتظر نمىشوند .
إِلَّا تَأْوِيلَهُ
آنچه كه كتاب به آن بر مىگردد ، يا اينكه مقصود تأويل ما و باز گشت دادن ما آن كتاب را به حقّش مىباشد كه همان مقام ولايت است و ولايت روح و اصل و مرجع كتاب است .
يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ
ضمير مفعول به ( دينهم ) يا به
( لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا )
يا به
( بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ )
يا به ( تأويله ) بر مىگردد ، و مآل همهء اينها يكى است و معنى آن اين است كسانى كه حقيقت دين يا كتاب را فراموش كردند يا آن را عالما عامدا با شعور و آگاهى ترك كردند .
زيرا كه نسيان گاهى به معناى ترك استعمال مىشود يا كسانى كه از حقيقت دين بعد از شعور و ياد آورى آن غفلت كردند يا اينكه احساس نكردند و يادآور نشدند ، چون حقيقت دين براى آنها معلوم و مشهود بود ، و بعد از تنزّل انسان به اين بيان فراموش گشت ، و جميع شرايع و عبادات و رياضات براى اين است كه آنچه را كه از حقيقت دين فراموش كردهاند يادآور شوند ، و آنان جهت اغراض دنيوى صورت دين را بر گرفتند .
مِنْ قَبْلُ
يعنى قبل از آوردن تأويل از باب حسرت و اقرار به حقيقت آن .