برادرش كه در بعضى جهات با او مناسب است وارث مىشود ، پس صحيح است كه گفته شود :
شما بهشت را از خدا يا از عقل يا از مظهر عقل به ارث برديد ، و صحيح است كه گفته شود كه آن را از اهل جهنّم به ارث برديد ، چنان كه صحيح است گفته شود كه اهل جهنّم منازل اهل بهشت را به ارث گذاشتند ( منظور اين است كه دوزخيان چون لياقت پذيرش بهشت را نداشتند براى بهشتيان باقى ماند و آنان بهرهمند شدند ) . تحقيق ارث گذاشتن و كيفيت آن گذشت .
وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ
و بهشتيان دوزخيان را صدا مىزنند تا اظهار نعمت و خوشحالى كرده و اصحاب آتش را سرزنش نمايند .
أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ
يعنى از جانب خدا مؤذّن ندا مىكند و مؤذّن عبارت از صاحب مرتبهء جمع است ، و او كسى است كه بر اعراف ايستاده و ندا مىكند ، و لذا تفسير به امير المؤمنين عليه السّلام شده كه فرموده است : آن مؤذّن من هستم .
أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
و چون ظلم حقيقى عبارت از پوشيدن جهت الهى قلب است كه همان ولايت تكوينى باشد پس ظلم خوددارى از ولايت تكليفى است .
زيرا به وسيلهء ولايت تكليفى در قلب باز مىشود و طريق قلب به سوى خدا روشن مىگردد . و به سبب اين دو ظلم ، راه بر آن قوايى ، كه مادّه اتّصال به صاحب ولايت هستند بسته مىشود .