مردانى كه بر طبيعت زنان هستند .
و جمله يا حال است از فاعل ( ادخلوا ) يا از ( امم ) يا از فاعل ( دخلت ) يا از جنّ و انس ، يا از ( النّار ) و در همه اينها ضمير عايد مقدّر است ، يا جمله معترضه تا ذمّ امّتها باشد .
حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً
يعنى آن وقت كه تابعين و مرئوسين با رؤسا در درك اسفل جمع شدند .
قالَتْ أُخْراهُمْ
ديگران يعنى تابعين كه بعدا آمدند ، گفتند :
لِأُولاهُمْ
دربارهء رؤسا و متبوعين خود .
رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ
پروردگارا اينها ما را گمراه مىكردند ، چون گمراه بودند ، پس آنها را دو برابر عذاب كن .
قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ
گفت ( خدا مىگويد ) : عذاب همهء شما دو برابر است و اين امر به اعتبار دو قوّهء علم و عمل ، يا به اعتبار تجسّم عمل در نفس است و به دنبال آوردن مثل آن عمل ، در جهنّم يا به اعتبار گمراهى و مهمل گذاردن تميز ، يا به اعتبار هر يك از صفحهء علّامه و عمّاله ( دو زمينه انفعالى انسان از لحاظ علم و عمل ) مىباشد .
وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ
امّا شما نمىدانيد كه همه را عذاب دو برابر است كه اين امر و سبب آن بر شما مخفى است .
وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ
در حالى كه آنها را مخاطب قرار مىدهند مىگويند .