ابراهيم است و اختلافى در حقّ بودن آن ندارند .
حَنِيفاً
حنيف به راه مستقيم و صحيح و نيز مايل شدن به اسلام كه ثبات بر آن باشد ، و نيز هر كس كه حجّ كند يا بر دين ابراهيم عليه السّلام باشد ، اطلاق مىشود .
و « حنيفا » حال است از مفعول « هدانى » يا صفت « دينا » يا حال از آن است و يا حال از ضمير مستتر در « قيما » يا حال از « ملّة ابراهيم » و مذكّر بودن آن به اعتبار معنى ملّت است كه آن « دين » است ، و ممكن است حال از ابراهيم باشد بنا بر قول ضعيف كه جائز باشد حال از مضاف اليه بدون اينكه مضاف عامل قرار گيرد . يا اينكه مضاف در حكم سقوط باشد ( يعنى مضاف از نظر ظاهر ساقط شده باشد . )
وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
عطف بر « حنيفا » است يا حال از ضمير مستتر در آن است ، يا حال بعد از حال است بنابراين كه « حنيفا » حال ، از « ابراهيم » باشد و آن كنايه از آنهاست به اينكه با ابراهيم مخالفند چون مشرك هستند ، پس آنها بر باطل مىباشند زيرا كه ابراهيم بالاتّفاق بر حقّ بود .
قُلْ
بعد از نفى شرك صورى از خودت و به جهت نفى شرك معنوى و تأكيد نفى شرك صورى بگو :
قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي
تعميم بعد از تخصيص است از جهت اهميّت دادن به خاصّ زيرا كه نماز ستون دين و اصل هر عبادتى است .
وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي
و اينكه افعال تكليفى اختيارى و اوصاف تكوينى الهى من خالص از شائبهء مداخلهء نفس و شيطان است .