( تربيتكننده ، پروردگار ) و اين كنايهاى است بر كسانى كه غير خدا را پروردگار خود قرار دادهاند .
قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ
آيا غير از اللّه را پروردگار خود بگيرم و حال آنكه او پروردگار هر چيزى است و غير خدا مربوب است .
پس چگونه است حال شما وقتى كه از ربّ منحرف مىشويد و مربوب را ربّ قرار مىدهيد ؟
وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْها
و اين از جاهايى است كه سلب ايجاب كلّى در سلب كلّى استعمال شده است ، و مثل اين استعمال در آيات و اخبار و استعمال عرب زياد است ، و مقصود اين است كه غير خدا را پروردگار طلب كردن با توجّه به اينكه آن مربوب است حتما و بال و گناه خواهد بود .
چون هيچ نفسى هيچ و بال و گناهى را كسب نمىكند مگر اينكه آن و بال به گردن خود او مىباشد لذا براى من ممكن نيست بتوانم اين و بال را به گردن ديگرى بيندازم ، يعنى و بال و گناهى كه شما با پذيرش پروردگارى غير از ربّ به دست آوريد ، و بال و گناهى بر خود شماست .
وَ
و ممكن نيست كه غير من و بال مرا بر دوش خودش حمل كند ، زيرا كه :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد .
اين مجادله كردن به نحو احسن است به طورى كه