لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ
تعميم بعد از تخصيص است و تأكيد چيزى است كه التزاما فهميده مىشود ، زيرا وقتى كه در افعال و اوصافش شريكى براى خدا نباشد در وجودش شريك براى خدا نمىباشد ، و وقتى كه در وجودش شريك خدا نباشد در عالم شريكى براى خدا نمىبيند .
زيرا ديدن شريك در عالم مقتضى سنخيّت بين بيننده و ديده شده است و آن عالمى است كه شريك در آن است و سنخيّت مقتضى اين است كه براى خدا در وجودش شريك باشد ، و شريك در وجود خدا مقتضى شريك در صفات اوست .
وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ
كنايهاى به آنهاست كه شرك آنها مبتنى بر امرى نيست .
وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ
زيرا هر كس كه ذات و صفات و افعال و همگى مالش را براى خدا خالص گرداند ، بر همه مقدّم مىشود و خاتم سلسله صعود گشته و از نزديكترين كسانى به خدا مىشود كه به سوى او صعود كردهاند ، و او اوّل كسى است كه در عالم ذر به وحدانيّت اقرار كرده ، چنان كه در خبر وارد شده است ، و نيز از جهت اينكه او ، اوّل كسى است كه به دين اسلام متّصف شده است .
قُلْ
در مقام انكار از اينكه غير از خدا به عنوان پروردگار گرفته شود به عنوان بيان دليل بر چنين انكارى به آنان بگو كه غير خدا مربوب ( تربيت شده ) است نه ربّ