حسن است و « تاء » در آن براى نقل از وصفيّت به اسميّت است ، كه حسنة ، اسم اشياى مخصوصى شده است كه در شريعت حسن آنها وارد شده ، يا در اصل براى تأنيث است به تقدير « الخصلة الحسنة » .
و حقيقت حسن عبارت از ولايت مطلقه است و آن على عليه السّلام است با علويّتش و همهء نبوّتها و احكام قالبى آنها و ولايتهاى جزئى و احكام قبليش سايههاى آن ولايت مطلق هستند ، و قبول نبوّتها و ولايتها نيز سايهء آن ولايت مطلق است . و هر فعل يا قول يا اخلاق كه از جهت ولايت پيدا شده باشد به سبب حسن ولايت مطلق ، زيبا و نيكو مىشود زيرا آنها نيز سايهء ولايت مطلق هستند . چه ، معنى سيّئه با مقايسه با معنى حسنه دانسته مىشود .
پس اصل سيّئه پيروى از نفس است كه از آن به ولايت دشمنان آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و مخالفين آنها تعبير مىشود .
بدان كه فطرت انسان در مسير سير به آخرت و دار نعيم و به دست آوردن درجات مراتبى دارد ، پس اگر عملى كه در اين سير به او كمك مىكند ، فراموش شود عمل ديگرى مانند همين عمل ، او را بر خلاف فطرتش در مسير حركت به دوزخ وادار مىكند ، در اين صورت حركت دادن عمل به جهت خلاف فطرت اگر داراى يك درجه از قوّت در تحريك باشد به حركت آوردن عملى كه موافق فطرت است به مراتب زيادتر از به حركت انداختن عمل مخالف فطرت مىشود به تفاوت استعداد اشخاص حدّ اقل آن ده برابر و حدّ اكثرش بىنهايت است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٢٣