شدند ، يا در دينشان مختلف شدند و هر كدام دينى غير از اين ديگرى اختيار كردند ؛ چنان كه وارد شده است كه امّت از هم جدا و بر هفتاد و سه فرقه تقسيم مىشوند .
و فارقوا دينهم نيز خوانده شده است يعنى به جهت غفلت تامّى كه از طريق قلب داشتند از ولايت تكوينى خود جدا شدند ، يا از ولايت تكليفى خود به سبب هجرت و غفلت از ذكرشان كه در قلب آنها داخل شده بود جدا شدند ، يا از على عليه السّلام جدا شدند چنان كه دانستى . و چنان كه در خبر وارد شده است كه مقصود از آيهء فارقوا دينهم مفارقت از على عليه السّلام است .
وَ كانُوا شِيَعاً
يعنى آنها متفرّق بودند و هر يك از آنها پيروى هواها و غرضها و امامهاى متعدّد را مىكردند به نحوى كه هر يك از آنها گويا فرقههاى مختلفى بودند ، چنان كه خداى تعالى فرمود :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ
« 1 » و چنان كه در فارسى گفته شده است :
« ترا يكدل دادم كه در آن يك دلبر گيرى نه آنكه يك دل را صد پاره كنى و هر پارهاى را دنبال مهمّى آواره سازى » .
لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ
تو متمكّن از آنها نيستى در هيچ مقدار از تمكّن يعنى تو آنقدر عظمت دارى كه در ظرف كوچك آنها نمىگنجى و در دل آنها جايى ندارى .
هامش
( 1 ) سورهء زمر آيهء 29 : خدا براى كفر و ايمان مثلى زده « بياموزيد » آيا شخصى كه ارباب متعدّد دارد و همه مخالف يكديگرند با آن مردى كه تسليم امر يك نفر است حال اين دو شخص يكسان است ؟