تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
شما را هدايت مىكرد ، پس در صدق اين گفتار براى خدا حجّت هست ، و آن حجّت را براى من ظاهر ساخته است يعنى در اينكه شما شرك آوردن و تحريم حيوانات را معلّق بر مشيّت خدا مىكنيد كه از قول شما : « اگر خدا مىخواست ، ما مشرك نمىشديم » فهميده مىشود ، حجّت به نفع من است نه به نفع شما و حجّت براى خداست كه آن مشيّت را ترك كند و ضدّ آن را بخواهد . بدان كه مشيّت خدا عبارت از اضافهء اشراقى خداست و وجود هر موجودى مانند رحمت و ارادهء عامّ به وسيلهء آن محقّق مىشود و آن مشيّت چيزى است كه وجود هر موجود ممكن در سلسلهء نزول و صعود به وسيلهء آن مشيّت به كمالات اوليّه و ثانويّهء خود مىرسد . و آن مانند رحمت رحمانى و رحمت اختصاصى ( رحيمى ) است و آن عبارت از مشيّتى است كه به سبب آن وجود كمالات ثانوى مكلّفين در سلسلهء صعود محقّق مىشود ، مثل رحمت رحيميّت كه رضا و محبّت ناميده مىشود ، و قول خداى تعالى :
وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ
« 1 » و
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 2 » اشاره به همين معنى است . پس مشيّت عامّ هر ذات و فعل و صفت است . ولى فاعل مادام كه از حدّ نفسش خارج نشود و با نور بصيرتش به مشيّت
هامش
( 1 ) سورهء زمر ، آيهء 7 : ناسپاسى را براى بندگانش نمىپسندد . ( 2 ) سورهء مائده ، آيهء ، 54 : دوستشان بدارد و دوستش بدارند .