تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا
يعنى شما برهانى بر ادّعايتان نداريد ، كه بتوانيد بر ديگرى احتجاج بكنيد ، و اطلاق مسبّب بر سبب است ، يا اينكه برهان ، عبارت از علمى است كه به سبب آن علم ديگرى حاصل مىشود . و چون برهان ، چيزى است كه اعلام آن به غير ممكن است ، فرمود : اگر علم داريد آن را براى ما خارج سازيد . پس با اين گفتار وجود برهان را از آنها نفى كرد ، و با اين گفتار كه
إِنْ تَتَّبِعُونَ
شما جز از خيالات واهى پيروى نمىكنيد ، به صورت مطلق علم آنها را نفى كرد . يعنى شما نه برهان داريد و نه شهود و نه از شخص راستگويى آن را شنيده‌ايد ، و نه به شما وحى شده است . و با قول خدا
قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ
صحت تقليد آنها را نفى كرد زيرا تحدّى و دعوت به آوردن دليل و علم بر اين دلالت مىكند كه شاهدى كه اعتماد بر آن صحيح باشد ندارند .
إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ
يعنى شما به مدّعاى خودتان علم نداريد ، چنان كه برهانى نداريد كه به ديگران اعلام كنيد . بدين‌وسيله آنها را ذمّ نمود ، اوّلا براى اينكه در اعمالشان از ظنّ و گمان پيروى مىكنند و ثانيا اصولا شأن و كار آنها تخمين زدن است نه علم و يقين . و شخص عاقل در ظنّ و تخمين توقّف نمىكند بلكه در تحصيل علم و يقين كوشش مىكند ، و مادام كه