يقين حاصل نشود از عمل مىايستد و توقّف مىكند مگر اينكه مضطرّ و مجبور باشد ، كه در اين صورت احتياط مىكند ، نه اينكه پيروى از ظنّ كرده بدان عمل نمايد و يا بر طبق ظنّ بدون اذن و اجازه فتوا دهد .
و يقين حاصل نمىشود مگر ، با بيان و برهان ، يا با ادراكات ، يا به وحى و عيان ، يا به تقليد صاحب وحى و خليفهء رحمان .
پس هر كس گمان كند كه مطلق ظنّ و استحسان طريق حكم خداست ، يا اينكه خطاكننده يك اجر دارد ، و مصيب ( درست ياب ) ، به واقع دو اجر دارد در راه بهشت به خطا رفته و راه جهنّم را پيموده است .
و هر كس قرآن و احكام خدا و نزول قرآن را با رأى خودش تفسير كند نشيمنگاه او پر از آتش مىشود .
و امّا آنچه در نزد خاصّه از ظنون آمده است كه ظنون آنها جانشين علم است درست است بلكه مىگوئيم ظنون آنها شريفتر و والاتر از علم است ، و سابقا محقّق ساختيم كه اجازهء مجيز ، در صورتى كه اجازهء صحيح به شخص مجاز رسيده باشد ظنّ او را شريفتر از علم ديگرى ( كه بدون اجازه باشد ) قرار مىدهد زيرا علم بدون اجازه در گفته گويندهاش اثرى ندارد ، و ظنّ با اجازه اثر مىكند ، و اجازهء الهى كمتر از اجازهء شيطانى نيست و حال آنكه مرتاضها كه با اعمال شيطانى رياضت مىكشند اگر صحيح ياد بگيرند و الفاظ جميع طلسمات را
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٩٢