شده از اين جفتهائى كه ذكر شد حرامى نمىيابم آنطور كه شما گمان كرديد كه بعضى از آن حيوانات بر بعضى افراد حرام است چنان كه گذشت .
عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ
و با اين تفسير اشكال به اين آيه كه محرّمات بسيار است و آنچه در اين آيه ذكر شده بسيار اندك است مرتفع مىشود ، و امّا آنچه كه در سوره بقره گذشت مطلبى بود كه اشكال را از هر دو آيه بر طرف مىساخت .
إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً
يعنى مگر درحالىكه طعام از گوشت مرده باشد البتّه كشتهشدهء سگهاى شكارى و كشتهشدهء با آلت صيد از حكم مرده خارج مىشود زيرا طبق تفصيلى كه در فقه ذكر شده آن در حكم ذبح شرعى است .
أَوْ دَماً مَسْفُوحاً
يعنى خون ريخته شده نه آن مقدار خونى كه در داخل گوشت ذبيحهها مىماند . و اين مجمل است و تفصيل آن موكول به بيان فقهاست كه در فقه تفصيل داده شده است .
أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ
يا گوشت خوك كه پليد است وجه حرمت آن را بيان كرد زيرا پليد بودن گوشت خوك بر خورندههاى آن مخفى است به خلاف مردار و خون ، و ممكن است ضمير به مجموع برگردد . كه يعنى همهء آنها پليد هستند و مفرد بودن ضمير به اعتبار لفظ « مذكور » است .
أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ
يا حيوانى كه در طريق گناه به هنگام سر بريدن ، نام غير خدا بر آن برده شده باشد ، يعنى آنچه