تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
پس شما افترا مىبنديد ، و ستمكارتر از كسى كه افتراى به خدا بندد وجود ندارد : پس آن اشاره به مقياسى است كه از سابق استفاده مىشود و اشاره به يك قياس ديگر منتج است بدين صورت : شما علم و شهودى نداريد ، و هر كس كه در گفتارش نه علم داشته باشد و نه شهود ، او افترا زننده است . و هر كس كه افترا ببندد ستمكارتر از او وجود ندارد ، پس ستمكارتر از شما وجود ندارد .
لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
و اين تفسيرى كه ما در مورد جفت‌ها كرديم تفسيرى است كه در اخبار وارد شده است ، وقتى خداوند به پيامبرش امر كرد كه از حرمت جفت‌ها از مردم بپرسد و برهان و شهود حرمت را نيز سؤال كند به او امر نمود كه چنين جواب بدهد كه طريق علم يا برهان است يا شهود و هيچ كدام را شما نداريد چنانچه گذشت ، و يا وحى است كه به توسط سفرا و ملائكه خدا مىرسد ، و يا بايد حرمت چيزى به توسط تقليد از صاحب وحى معلوم گردد و شما اهل تقليد هستيد و من اهل وحى و مدّعى آن هستم نه شما چون شما ادّعاى وحى نداريد و اعتراف داريد كه صلاحيّت و اهليّت وحى در شما نيست . « پس فرمود » :
قُلْ
به آنها بگو .
لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً
در آنچه كه به من وحى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 186 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى