يا اينكه آيات تكوينى مطلق را به وسيلهء آيات تدوينى تفضيل داديم .
لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ
يعنى قومى كه نام خدا را بر خوانند ، اشاره به اين است كه تنها ياد آرنده به زبان به آيات آگاه نشود ، بلكه گويا به زبان و رجوعكننده به قلب متنبّه آن آيات مىشود .
زيرا انسان مادام كه به باطنش برنگردد و با چشم بصيرت به حالاتى كه بر او وارد مىشود نظر نكند فرقى بين ضيق صدر و شرح صدر ( تنگى سينه و گشادى سينه يا تنگ نظرى و بلند نظرى ) نمىگذارد ، يا بين مطلق آيات علوى و سفلى فرق نمىگذارد ، و هر كس به نفسش رجوع كند بين واردات فرق مىگذارد .
پس از چيزى كه او را اذيّت كند توبه كرده و به چيزى كه به حال او نفع داشته باشد بر مىگردد .
بنابراين براى آنها محقّق مىشود
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ
كه خانهء سالم و دور از آفات يا خانهاى كه خدا به آن اعطا كرده است ، نزد پروردگارشان است ( يعنى حضور در پيشگاه الهى ، خانهاى سالم و دور از آفات براى آنهاست ) .
وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ
و او ولى آنهاست چون از غير خدا منقطع گشته و به وى متوسّل شدهاند .
بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
به سبب اعمالى كه انجام مىدهند و آن فرار از چيزى بود كه آنها را از خدا دور مىساخت و عمل به چيزى كه آنان را به خدا نزديك مىساخت .