علوم از ظنون محسوب مىشود و مبتنى بر گمان است نه علوم ، زيرا اين مطلب را بارها در گذشته گفتيم كه علم آن چيزى است كه وجه آن به سوى بالا باشد و در اشتداد باشد ، درحالىكه وجه علم نفس كه مطيع نباشد به سوى پايين بوده و در تزلزل مىباشد .
پس معنى آيه اين است كه آنها پيروى نمىكنند مگر ادراكات نفسانى را كه مبادى آراى پست و هواهاى خبيث است .
و از سوى ديگر چون علم النّفس ( دانشهاى مربوط به روح و روان ) با معلومات نفس ( آگاهيهاى ذهنى ) تفاوت دارد ، لذا انفكاك آن دو جائز است ، و حكم آن علوم ، در حكم ، در مغايرت ظنون با مظنونات است ، و انفكاك آن دو از يكديگر رواست .
وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ
« خرص » عبارت است از تخمين و كذب و ظنّ ، و در اينجا مقصود ظنّ است ، يعنى جز از ظنّ پيروى نمىكنند ، و اصلا آنها علمى ندارند كه امكان پيروى از علم دربارهء آنها قابل تصوّر باشد .
زيرا كه آنان در مرتبهء نفس رو به پايين از ظنون تجاوز نمىكنند ، و براى آنها علم محقّق نمىشود .
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
پس آنچه كه قابل متابعت است چيزى است كه ربّ گفته باشد ، نه چيزى كه آنها از نسبت گمراهى و هدايت به مردم به سبب گمانهايشان گفتهاند ، پس باكى نداشته باشيد از آنچه كه