است ، يا به سبب حقّ ، يا با حقّ ( و همراه آن ) .
فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
تا از شككنندگان نباشى ، منظور ديگرانند ( نه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ) آن از قبيل اين مثل است كه مىگويد به تو مىگويم تا كنيز بشنود ( به در مىگويم كه ديوار بشنود - مثل فارسى ) .
وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ
كلمهء ربّ عبارت از مشيّت است كه آن ولايت مطلقه است ، و تماميّت كلمهء ربّ به سبب ظهور ولايت مطلقه در اين عالم است ، و ظهور ولايت به نحو اطلاق محقّق نمىشود مگر به سبب محمّد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام زيرا اگر ولايت ساير انبيا و اوليا مقيّد و جزئى است ، از ولايت على عليه السّلام كه ولايت مطلقه كلى است اقتباس شده است .
صِدْقاً وَ عَدْلًا
عدل ضدّ ظلم است ، و آن دادن حقّ بر هر صاحب حقّى است ، چنان كه جور و ظلم منع كردن مستحقّ از حقّ خودش مىباشد ، و عدل به معنى استقامت ضدّ اعوجاج و كجى است ، و به معنى حد وسط در امور است ، و اعتبار « عدل » به هر يك از معانى صحيح است .
لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ
پس باكى نداشته باش به آنچه مىگويند ، و ناراحت نباش به دروغى كه مىگويند .
وَ هُوَ السَّمِيعُ
او آنچه را كه دربارهء على عليه السّلام مىگويند ، مىشود ، و مىتواند از جريان آنچه مىگويند و از اظهار آنچه كه مىخواهند ، منع كند .
الْعَلِيمُ
و حال هر يك و استحقاق آنها را مىداند .