زندگى بدون توجّه و ارتباط با آخرت باشد ، چنان كه خداى تعالى فرموده است :
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
« 1 » ( ظاهر زندگى دنيا را مىدانند و از آخرت غفلت دارند ) پس تفصيل آيات نسبت به اين عالم محقّق نمىشود ، زيرا او به جهت غفلتى كه دارد آن آيه را از بين آيات درك نمىكند بلكه علم از او نفى مىشود .
اگر يقين متعلّق به امور اخروى باشد از قبيل عقايد عقلى ، و اعمال قلبى ، و اخلاق نفسى ، عبادات قالبى و اعمال مربوط به معاش كه به اصلاح معاد منجر شود ، در اين صورت يا اين است كه يقين مقرون عمل نيست و خيال استخدام نمىشود ، بلكه خيال را در غرضهاى باطل و مقاصد فاسدش استخدام مىكند و آلت دين را براى دنيا شريك قرار مىدهد ، اعمّ از اينكه خيال مقارن صورت عمل باشد چنان كه در عبادتكنندگان رياكار است و يا نباشد چنان كه بىپروايان بدكار كه از آنچه كه عمل كردهاند ، و از آنچه كه دربارهء آنها گفته مىشود يا گفتهاند باكى ندارند اين نوع يقين نيز نزد اهل اللّه علم حساب نمىشود ، چون در آن علم اشتداد و اعتنا به معلوم بلكه اصلا توجّه به معلوم نيست ، آيا نمىبينى قول خداى تعالى را
وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 2 » ( همانا دانسته بودند كه هر كس آن را بخرد در
هامش
( 1 ) سورهء روم آيهء 7
( 2 ) سوره بقره ( 2 ) ، آيهء 102