تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
احكام آنها بدون نصّ و اجازه از رسول صلّى اللّه عليه و آله نصب كند ، بدون واسطه يا با واسطه صادق است و حكم كردن اين چنين شخصى و فتواى او افتراى بر خداست ، و اگر به حقّ و واقع هم برسد خطا كرده است و نشيمنگاهش از آتش پر مىشود ، چه اجازهء الهى كمتر از اجازهء شيطانى نيست كه مدار دعاها و افسونهاى افسونگران واقع مىشود و لذا از ائمّه عليهم السّلام وارد شده است كه اين مجلس قضا جايى است كه در آنجا نمىنشيند مگر نبىّ و وصىّ يا شقىّ ، و اشاره به مجلس قضاوت مىكند و وصىّ محقّق نمىشود مگر در مورد كسى كه تصريح بر وصايت او شده باشد . و سلسلهء اجازه بين فقها ( خدا امثالشان را زياد كند ) و عرفا ( ره ) مضبوط و محفوظ است ، و آنان به اجازه و حفظ آن اهميّت بسيار مىدادند تا جايى كه به هيچ يك از احكام تكلّم و بر كسى حكمى نمىكردند بلكه هيچ يك از ادعيه و اوراد را نمىخواندند مگر اينكه اجازه داشته باشند . عياشى از امام باقر عليه السّلام در تفسير آيه نقل كرده كه فرمود : اين آيه در مورد كسى است كه بدون اجازهء امام ادّعاى امامت بكند .
وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ
يعنى به امام يا به خودشان ظلم كردند به اينكه بر خدا افترا بستند به قرينه آنچه كه از قول خدا مىآيد :
بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ
كه اشاره به افتراست ،