تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
نموده ، چنين تفسير كرده‌اند : اى رسول هر چه كه از پروردگارت بر تو نازل شده است برسان ، كه اگر همه نازل‌شده‌ها را تبليغ نكنى چيزى از رسالت خدا را تبليغ نكرده‌اى ، بنا بر اينكه لفظ « رسالته » مفرد خوانده شود ، يا اينكه جميع رسالت‌هاى خدا را تبليغ نكرده‌اى بنا بر اينكه « رسالات » به صورت جمع خوانده شود . و نزول آيه اگر در اوّل تبليغ پيامبر بود اين تفسير وجهى داشت ، ولى چون نزول آيه در آخر تبليغ است چنانچه اعتقاد شيعه بر آن است ، يا بعد از هجرت است چنان كه اعتقاد همه است ديگر اين تفسير جا ندارد ، زيرا قبل از نزول آيهء اكثر تكاليف را به مردم رسانده بود و بعضى از احكام باقى مانده بود پس اگر باقىماندهء احكام مانند احكام قالبى سابق بود ديگر نبايد ترس از تبليغ داشته باشد ، و نبايد در تبليغ آن اندك تأمّلى بكند تا اينكه به ترك تبليغ ملامت شود ، زيرا اكثر احكام را در حين سختى و غلبهء مشركين تبليغ كرده است و از آنها نترسيده است ، حالا موقعى كه سلطنت او ظاهر شده است و مردم احكام او را قبول مىكنند ، چگونه مىترسد ؟ پس بايد ترس او از امّتش و فتنه‌گرى پيروانش باشد و اين نمىشود مگر وقتى كه آن امرى كه مأمور به تبليغ آن شده است يك امر بزرگ و مهمّ باشد كه بر گوشهاى امّت سنگينى كند و از قبول نكردن و ارتداد آنها بترسد ، و نسبت به خودش از اذيّت و قتل بترسد ، و در تبليغ آن تردّد و تأمّل داشته باشد . در اين وقت است كه عزيمت و قاطعيّت و امر حتمى از جانب خدا صحيح مىشود ، و نيز عتاب و تهديد بر ترك تبليغ و وعدهء حفظ از مردم در موقع تبليغ حكم صحيح مىشود . و هر كس از خودش انصاف به خرج دهد مىفهمد كه اين امر از جنس روزه و نماز و حجّ و زكات و خمس و جهاد و ساير عقود و