تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
خورشيد است نبود يك آن بعد از بستن روزنه بايد روشنايى مىماند . حال اشياء نسبت به خداى تعالى ، حال روشنايى نسبت به آفتاب است . پس اگر يك آن افاضهء روشنايى حقيقى بر سطوح ماهيّات قطع شود ، اشيا ، همه فانى مىگردند . پس خداى تعالى هميشه در حال افاضه و خلق و ابداء است پس دو دست خداوند با آن معانى كه دانستى هميشه براى انفاق باز شده‌اند . و كيفيّت انفاق او بستگى به مشيّت او دارد . پس كسى كه گفته است : « خداوند از كار فارغ شده است » نادانى به خرج داده و دروغ بر خدا بسته است و از جهت شناختش لعن و طرد شده است و هر دو دست علمى و عملى او به گردنش بسته شده است . عين همين مسئله كه در عالم كبير است در عالم صغير نيز وجود دارد . بدون تفاوت مگر اينكه تفاوت از ناحيه بزرگى و كوچكى عالم باشد ، مادام كه صغير ، صغير است . پس نفس امّاره ( در عالم صغير ) مانند عالم سفلى است ( در عالم كبير ) ، و نفس لوّامه و بدن انسان مانند عالم عناصر است ( در عالم كبير ) ، و نفس مطمئنّه ( در عالم صغير ) مانند سماوات است ( در عالم كبير ) ، و قلب مانند خود انسان است كه بين عالم سفلى و عالم علوى واقع شده است . و روح و عقل مانند عالم ارواح است ، و اينكه گفته شده است : « قلب مؤمن بين دو انگشت رحمان است » ، اشاره به عالم سفلى و علوى است مانند دو دست در عالم كبير ، و چون عالم صغير بوده از آن دو ، به دو انگشت تعبير كرده است ( يعنى قلب انسان بين عالم سفلى و علوى است ) .
وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً
« ل » براى بيان مقدّمه و آماده كردن كلام ، و « يزيدنّ » جواب قسم است ، و سرّ مطلب اين است كه چون آنها در كفر متمكّن و قدرتمند شدند ، هر اندازه كلمهء حقّ به گوش آنها بيشتر رسيد تنفّر و اشمئزاز آنها از حقّ و از تو رو به فزونى نهاد و چون سنخيّت با حق نداشتند خشم و كفرشان افزون شد .