مَثُوبَةً
از باب جزاء و پاداشى كه نزد خداست .
عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ
خبر مبتداى محذوف است تقدير آن چنين است :
صاحب اين شرّ كسى است كه خدا او را لعنت كرده ، يا اين شرّ صفت كسى است كه مورد لعن خدا قرار گرفته است ، يا بدل است به تقدير مضاف كه تقدير آن بيان صفتى از لعنت و چگونگى آن مىباشد ، و آن مبتدا است و جمله
أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً
خبر آن است .
وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ
و بر او خشم گرفته است و بعضى از آنها را بوزينه و خوك گردانيده است و خود بندهء بت شدهاند . در لفظ « عبد » چند قرائت است ، به صورت معلوم ، مجهول به تقدير « فيهم » ، عابد الطّاغوت ، و عبدة الطّاغوت ، و عبد الطّاغوت به صورت جمع مانند خدم و عبد الطاغوت بضمّ باء كه وصف باشد ، و امّا عطف آن طبق همهء قرائتها واضح است ، ( در مورد و تفسير طاغوت قبلا شرح مفصّلى در آيه الكرسى بيان شد ) .
أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ
« سواء السبيل » اضافهء صفت به موصوف است يعنى سبيل سواء ، و منظور راهى است كه به هيچ يك از دو طرف افراط و تفريط يهود و نصارى مايل نباشد .
مقصود از صيغهء تفضيل ( اضلّ بر وزن افعال صفت تفصيلى است ) مطلق زيادى است نه نسبت به مؤمنين يا نسبت به كينهدارها و يا نسبت به فاسقين يا نسبت به مؤمنين است . بنا بر اعتقاد آنها ، يا نسبت به مؤمنين است بر سبيل استهزاى آنان .
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 61 ]
وَ إِذا جاؤُكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُونَ ( 61 )
ترجمه :
چون آنان نزد شما مؤمنين آيند اظهار ايمان كنند و حال آنكه آنها با همان كفر و انكار كه به اسلام وارد شدند باز از اسلام بيرون