واحد است و شريكى در الهيّت ندارد و نظير و قرين هم ندارد و اين معنى مىرساند كه جنس إله واحد است و آن واحد همان خداى تعالى است .
سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
يعنى همه چيز مملوك خداست و چيزى مثل و مساوى او نيست تا براى او فرزندى باشد .
وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا
يعنى خدا از اخذ وكيل بىنياز است و محتاج به فرزندى كه وكيل او باشد نيست .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 172 ]
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعاً ( 172 )
ترجمه :
هرگز مسيح از بنده بودن خدا استنكاف ندارد و فرشتگان مقرّب نيز به بندگى او معترفند و هر كس از بندگى خدا سر بپيچد و دعوى برابرى كند زود باشد كه همه را خدا به سوى خود محشور گرداند .
تفسير :
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ
جواب ديگرى است براى نصارى در افراطشان و مقدّمهء كنايه از كسانى از امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله است كه از عبادت خدا در امر او به ولايت علىّ ( ع ) استنكاف مىكنند .
وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ
استنكاف ، خود را برتر و بالاتر دانستن از چيزى است به تصوّر اينكه در آن چيز نقصانى هست و استكبار برتر و بالاتر گرفتن خود بر چيزى است به تصوّر اينكه واقعا مستكبر برترى دارد .
فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعاً
چه كسانى كه عبادت مىكنند ، و چه كسانى كه استنكاف مىورزند همگى به سوى او محشور مىشوند . و در آن كنايهاى نسبت به كسانى است كه از قول خدا در ولايت علىّ