فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً
« يصلحا » از باب افعال خوانده شده و بنا بر اين ممكن است « صلحا » مفعول به باشد يعنى صلح را واقع سازند ، و ممكن است لفظ « بينهما » از ظرفيّت مجرّد گردد و مفعول به باشد ، و ممكن است كه مفعول به محذوف باشد .
و « يصّالحا » و « يصّلحا » با تشديد صاد از « تصالح » و « اصطلح » مىباشد . « 1 » و مقصود اين است كه باكى نيست كه صلح كنند و مرد به زن چيزى از مهر يا غير آن عطا كند ، يا اينكه خدمتى را براى او متحمّل شود تا دل او را به دست آورد ، يا اينكه توافق كنند به ايجاد تعادل در قسامه و ساير حقوق آن .
از امام صادق ( ع ) است « 2 » كه قسامه حقّ مربوط به زن است كه نزد مردى زندگى مىكند و مرد او را خوش ندارد . پس به او مىگويد :
مىخواهم تو را طلاق دهم ، زن مىگويد : اين كار را نكن من دوست ندارم به من شماتت شود ، و لكن در نوبت شب من نگاه كن هر چه كه خواستى انجام بده و جز آن هر چه بود براى تو باشد . و مرا به حال خودم واگذار . و آن قول خداى تعالى است :
فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا
و اختصاصى به اين ندارد كه زن حقّش را بدون عوض اسقاط كند ، پس جائز است كه در مقابل اسقاط حقّ ، عوض قرار داده شود .
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
و صلح بهتر از جدائى و طلاق و بدرفتارى است .
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ
زيرا كه طبع نفوس اين است كه آنچه را كه به خير و نفع او است جذب كند و آن را از دستش خارج نكند ، گويا كه
هامش
( 1 ) تصالح ( ماضى ) يتصالح ( مضارع ) پس از ابدال « تاء » به « ص » و ادغام مىشود يصّالح يا يصّالحا . . . اصطلح ( ماضى ) يصطلح ( مضارع ) پس از ابدال « تاء » به « ص » و ادغام مىشود ، يصّلح ، يصّالحا
( 2 ) تفسير صافى : 1 ، ص 507 ، تفسير عياشى : 1 ، ص 279 ، ح 284 ، تفسير برهان : 1 ، ص 419 / ح 2 ، كافى : 6 ، ص 145 ، ح 2