و غير از آن معنائى است كه بر ائمّهء جماعت اطلاق مىشود ، و غير از آن معنائى است كه بر اولياى جزئى اطلاق مىشود ، بلكه آن مرتبهاى است كه مرتبهاى بالاتر از آن تصوّر نمىشود .
و از آنچه كه ذكر شد لازم نمىآيد كه هر كس كه با نبىّ صلّى اللّه عليه و آله با بيعت عامّ بيعت كرد ، به مقام بيعت خاصّ هم برسد مانند بيشتر عامّه ، و نيز لازم نمىآيد كه هر كس با بيعت خاصّ بيعت نمود به طريق برسد مانند بيشتر شيعيان . و لازم نمىآيد هر كس به طريق رسيد به حقّ برسد ، و نه هر كس به حقّ رسيد عبد شود ، و نه هر كس عبد شد نبىّ شود ، و نه هر نبىّ ، رسول و نه هر رسول ، خليل ، و نه هر خليل ، امام باشد .
و چون امامت به اين معنى ، خلافت مطلقه كليّه و نهايت جميع مراتب است ، و ابراهيم خليل نيز اين مطلب را احساس كرد و فهميد كه آن آخرين مراتب كمالات انسانى است خوشحال شد و از خوشحالى گفت :
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
( از نسل و فرزندان من نيز امام قرار ده ) .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 126 ]
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً ( 126 )
ترجمه :
هر چه در آسمانها و زمين است ملك خداست و خدا به همه چيز احاطه و آگاهى دارد .
تفسير :
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
لام براى اختصاص است و گاهى به اعتبار مبدأ استعمال مىشود و گاهى به اعتبار غايت ، و گاهى به اعتبار مملوكيّت ، چنان كه گفته مىشود : « هذا البيت لفلان » يعنى بناكننده و مصدر بناء آن فلانى است نه غير او . يا گفته مىشود : « هذا البيت لسكنى الشتاء او لسكنى الصّيف » يعنى اين خانه براى سكونت زمستانى يا تابستانى است كه به اعتبار غايت است ، يا گفته مىشود : « هذا البيت لفلان » يعنى فلانى مالك آن است و كسى با او شريك