تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
( ديه ندهد ) ليكن بر اوست كه بندهء مؤمنى را آزاد كند و اگر مقتول از قومى است كه ميان شما و آن قوم عهد و پيمان برقرار بوده است پس خونبها را به صاحب خون پرداخته ، بندهء مؤمنى را نيز به كفّاره آزاد كند و اگر بنده‌اى نيابد بايستى دو ماه متوالى روزه بدارد . اين توبه از طرف خدا پذيرفته شده است و خدا به اعمال خلق و جزاى آن آگاه و بصير و به همهء امور دانا و حكيم است .

تفسير :

وَ ما كانَ
لِمُؤْمِنٍ
براى مؤمن صحيح نيست و مناسب حال او نمىباشد .
أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً
كه بدون حقّ مؤمنى را بكشد
إِلَّا خَطَأً
مگر از روى خطا و اشتباه . استثناء از لازمهء قتل است يعنى قاتل بر هر حال عذاب مىشود مگر اينكه قتل از روى خطا باشد .
وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ
و كسى كه مؤمنى را به خطا كشت ، آزادى بنده‌اى مؤمن به عهدهء اوست تا كفارهء او باشد
وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ
و بايد ديه دهد تا خون مسلمان هدر نرود .
إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا
مگر اينكه تصدّق كنند به سبب عفو ، زيرا كه تصدّق بر هر كار خوبى اطلاق مىشود .
فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
از قبيل عطف تفصيل است بر اجمال نفى . حال اگر از قومى كه دشمن شما هستند ، مقتول مؤمن باشد ،
فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ
پس بر گردن قاتل است ، آزاد كردن بنده مؤمنى را بدون ديه ، زيرا كافر تسلّطى بر مسلمان ندارد .
وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ
و اگر بين شما پيمانى بود براى حفظ پيمان بر گردن قاتل است كه ديه بپردازد و بنده مؤمنى را آزاد كند ، علّت اينكه در اينجا « ديه » را مقدّم انداخت به جهت اهتمام به بيان آن است ، زيرا به نظر مىآمد كه