تحقيق تمسّك جستن به عروة الوثقى و بيان عروة الوثقى
بدان كه امر ولايت كه عبارت از بيعت خاصّ و لوى و اتّصال به ولىّ امر است به سبب عقد يمين و بزرگتر و بالاتر از آن است كه توصيف شود ، زيرا كه صورت ولايت اگر چه از اعمال جسمانى و محسوس است ولى اتّصال روحانى كه به سبب ولايت حاصل مىشود امر غيبى است كه با چشم درك نمىشود و با امثال توهّم نگردد و قابل تعقّل به عقول هم نيست ، زيرا حدّ و رسم و كمّ و كيف ندارد بلكه آن چنان است كه مولوى گفته :
اتّصالى بىتكيّف بىقياس * هست ربّ النّاس را با جان ناس
چون اين اتّصال جز براى كسى كه ولايت با بيعت خاصّ و لوى را قبول كرده باشد حاصل نمىشود . مولوى گفته است :
ليك گفتم ناس من ، نسناس نى * ناس غير جان جان اشناس نى
براى درك مطلب تمثيل و تشبيهى مىآوريم تا آگاهى حاصل شود پس مىگوئيم :
انسان از اوّل تولّد در جوهر ذاتش افزونى مىپذيرد ، و استكمال انسان محض ازدياد در كيفيّتهاى او نيست چنان كه برخى گفتهاند .
و هر اندازه كه در ذاتش افزايش باشد فعليّتى از فعليّات مسيرش حاصل مىگردد كه آن راه او را به فعليّتهاى انسانى برساند ، در آن صورت اسم انسانيّت و اسم شخص او اسم آن فعليّت مىشود ، و فعليّتهاى سابق فانى و مغلوب آن فعليّت مىشود ، پس آنگاه كه به مقام عقلش رسيد كه مناط تكليف و تدبير است قابل تصرّف شيطان و تصرّف ملك و رحمان مىشود ، و قلبش بر هيچ يك از آن دو منعقد نمىشود