تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
نيز هست . و مقصود در اينجا اسلام حقيقى است كه آن راه به ايمان است كه طريق آخرت مىباشد ، يا اينكه مقصود ايمان حقيقى است كه عبارت از بيعت خاص و لوى است كه از آن به ولايت تعبير مىشود . و ممكن است مقصود سلوك به آخرت به سبب ايمان باشد و لذا اكراه را از آن نفى كرد ، و گرنه دين به معنى مطلق اسلام يا عبادت يا طاعت يا سيره يا ملّت ، بيشتر وقت‌ها با شمشير حاصل مىشود ، چنان كه پيامبر فرمود : من نبىّ شمشير هستم . ولى در اسلام حقيقى و ايمان حقيقى و سلوك به آخرت امكان اكراه وجود ندارد ، زيرا آنها امر معنوى هستند و اكراه جسمانى در آنها متصوّر نيست . يا اينكه مىگوئيم : دين جز ولايت و بيعت خاص و لوى و قبول دعوت باطنى چيز ديگرى نيست ، و چيزهائى غير از اين‌ها اگر دين ناميده مىشوند از باب اين است كه مقدّمهء آنهاست ، يا مسبّب آنها ، يا هم شكل و مشابه آنها ، و در ولايت اكراه نيست . و ممكن است مقصود اين باشد كه بعد از تماميّت حجّت به سبب قبول رسالت و تصريح رسول صلّى اللّه عليه و آله بر صاحب دين ديگر اكراهى در دين نيست .
قَدْ تَبَيَّنَ
روشن شده است
الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
رشد از گمراهى ، اين عبارت جمله استينافيّه است در مقام تعليل ، يا حال است ، و معنى آن اين است كه هيچ كس را در دين اكراهى نيست ( به صورت نفى ) ، يا اينكه نبايد به اكراه دينى را پذيرا شود به صورت نهى . بنابراين كه اخبار در معنى نهى باشد براى تميز دادن رشد يا حالت تميز دادن رشد از گمراهى . و در اخبار اشاره‌هائى است به اينكه مقصود اين است كه اكراهى در ولايت على ( ع ) نيست .
فَمَنْ يَكْفُرْ
عطف بر جملهء سابق است ، و « فاء » براى ترتيب در