اخبار ، پس مىگوئيم كسى كه كفر بورزد ، يا جزا و شرط مقدّر است ، و تقدير اين است : وقتى كه رشد و هدايت واضح و جدا از گمراهى شد پس كسى كه كفر بورزد
بِالطَّاغُوتِ
به طاغوت متوسّل به رشدى شده است كه براى او معلوم است كه نه زائل مىشود و نه از او جدا مىگردد ، زيرا او علم تحقيقى به رشد دارد كه قابل زوال نيست . و « طاغوت » در اصل طغيوت از طغيان به معنى سركشى است ، پس قلب شده و بر وزن فعلوت شده است ، و تاء در آن و نظائر آن زايده است به جهت غير تأنيث و لذا با تاء نوشته مىشود و در جمع ثابت مىماند پس گفته مىشود طواغيت و طواغت ، و گاهى با هاء نوشته مىشود مانند جبروة و طاغوت و از جمع ساقط مىشود مثل طواغ ، و در اين هنگام تاء تأنيث مىشود و بر الفاظ آن احكام تأنيث جارى مىشود . و اين هيئت براى مبالغه در معنى مصدر خواه مصدر قرار داده شود مثل رحموت ، رهبوت ، رغبوت و جبروت خواه اسم مصدر باشد ، و خواه استعمال در معنى حادث شود ، و استعمال در معنى وصف ، مثل طاغوت .
و طاغوت به شيطان ، كاهن ، ساحر و سركش از جنّ و انس تفسير شده است ، و همچنين بت و هر چيزى كه غير از خدا عبادت شود .
و حقّ اين است كه طاغوت شامل نفس امّارهء انسانى و هر چيزى كه دنبالهرو نفس باشد از شيطان و بتها و بهشت و كاهنين و ساحران و رؤساى گمراهى همه مىشود . و آيه در شأن على ( ع ) است .
و مقصود از قول خداى تعالى :
وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ
يعنى ايمان خاصّ كه حاصل نمىشود مگر با بيعت به دست على ( ع ) ، زيرا ايمان عامّ كه به بيعت عامّه نبوى حاصل مىشود چيزى به وسيلهء آن داخل قلب نمىشود ، پس به سبب آن ايمان عامّ توسّل به چيزى نمىشود تا بر آن قول خداى تعالى :
فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها
مترتّب شود ، اين جمله حاليّه است يا جواب براى سؤال مقدّر مىباشد .