ندا داده نشده ، يعنى بيشترين چيزى كه دربارهاش جار زده شده ولايت است ، پس مردم چهار تا را گرفتند و اين يكى را ترك كردند ، يعنى ولايت را .
و در بعضى از اخبار آمده است « 1 » : كسى كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مردن جاهليّت مرده است . و شديدترين وقتى كه انسان احتياج به معرفت امام دارد آن وقتى است كه روح به اينجا برسد و اشاره به سينهاش كرد « 2 » .
در بعضى از اخبار است : خداوند بر خلقش پنج چيز واجب كرد كه در چهار تا ترخيص نمود و در يكى از آنها ترخيص ننمود . در بعضى ديگر است : دوستى على خوبى و نيكوئى است كه هيچ بدى با وجود آن نمىتواند ضرر برساند « 3 » . و در بعضى از اخبار است : وقتى فهميدى ( يعنى ولايت را فهميدى ) آنچه را كه دلت مىخواهد از كار خوب ، كم يا زياد انجام بده « 4 » . و غير از اين ، اخبار ديگرى هست كه دلالت بر فضيلتهاى ولايت مىكند .
از ابن ابى يعفور در بيان آخر آيه نقل شده كه گفت « 5 » : به ابى عبد اللّه ( ع ) گفتم : من با مردم معاشرت و اختلاط دارم ، تعجّب من از گروههائى زياد مىشود كه ولايت شما را ندارند و ولايت فلان و فلان را دارند ولى آنها امانت و صدق و وفاء دارند . و گروههاى ديگرى ولايت شما را دارند ولى امانت و وفاء و صدق ندارند . گفت : ابو عبد اللّه درست نشست و به من رو كرد مانند اشخاص غضبناك ، سپس فرمود : دين ندارد كسى كه به سبب ولايت امام ظالم كه از طرف خدا نيست دين خدا را پذيرفته باشد ،
هامش
( 1 ) المحاسن : ص 286 ، ح 429
( 2 ) بحار : ج 23 ، ص 76 ، ح 2
( 3 ) المناقب : ص 35
( 4 ) المناقب : ص 35
( 5 ) نور الثقلين : ج 1 ، ص 221 ، ح 1070